چرا می گویند عجیب ترین موجود انسان است و چرا اشرف مخلوقات انسان است و باز چرا بار امانت خداوند را انسان به دوش می کشد آیا انسان شایسته این مقام است؟؟؟
من نمی گویم که انسان های خوب در طول تاریخ کم بوده اند ،نه ،ولی در این زمان و در اینجا هرچه نگاه می کنم هیچ انسان شایسته و لایقی راکه ارزش اشرف مخلوقات شدن را داشته باشد پیدا نمی کنم.
چرا به خود اجازه میدهیم بدون در نظر گرفتن شخصیت و احساسات دیگران آنها را تنها از زاویه دید خود ببینیم؟
چرا عادت کرده ایم تظاهر کنیم ؟
چرا مثل آب خوردن دروغ میگوییم ؟
چرا تمام اعمالمان را با ترازوی فکری دیگران به قیاس می گذاریم ؟
چرا نماز میخوانیم برای این که دیگران ببیند ؟
چرا حج میرویم برای این که به پیش وند اسم مان یک حاجی اضافه شود؟
چرا این زندگی بی ارزش را دو دستی چسبیده ایم؟
چرا شجاعت و صداقت را فراموش کرده ایم؟
و هزاران چرای دیگر.
دیگر مثل قبل لباس انسانها نشانه باطنشان نیست .
کسی که از روی ظاهرش به این نتیجه میتوانی رسید که انسان با خداییست ،مومن است، چشم پاک است و هزاران نتیجه دیگر به یک باره بعد از مدتی تبدیل می شود به انسانی که نه تنها آن گونه نبوده که تو فکر می کردی بلکه از دین و خدا فقط نماز جماعت خواندن و من من کردن و ریش گذاشتن را یاد گرفته و این که پیراهنش را روی شلوارش بیاندازد ، تسبیح به دست گیرد و بچرخاند؟
پس به چه کسی میتوان اعتماد کرد از کجا بفهمیم کدام یک درونشان ریا زبانه می کشد و کدام یک عاشقانه ظاهر را برای خدا آراسته اند.
درون من و تمام ما اعتماد مرده است به خاطر ریا کاری عده ای.
کی میشود به جایی برسیم که بتوانیم انسانها را با درون زشت و یا زیبایشان ببینیم.
کی می شود در اولین برخورد به درون واقعی افراد پی بریم.
کی میشود ریا را کنار بگذاریم.
کی می شود با جسارت خویشتن را به دیگران معرفی کنیم.
کی میشود انسان شویم ،آدم شویم و خوشا به حال حوا.